خرید بک لینک
ناپيـدا  کـرانـهمحـرم  شـد  معـمـائي جـاودانـهکه تحقيقش فُسون است و فِسانـهملک شوريـده بود از اين فَغانـهکه دنيـا را مگـر محـشـر  فِتـاده ؟سحرگاهان با صبا گشتم روانهکه هـر سـوئي مگـر پُرسم نشانـهفلک را واژگــون ديدم يقينـاًشمـردم بـي نـهـايـت مـاه پـارهبسي خورشيد و مه ديدم شبانهفـراز نيـزه هـا بـرجـي نـهـادهمـن از خـار بيـابـان مي شنيـدمدويـدنـهـا بـه پـاي کـودکـانـهزِصحرايي گذشتم خشک و سوزانفقـط خـون و فقـط آتـش زبـانـهبه دريـايي رسيـدم پُـر تـلاطـمچو کـوهـي مـوج آن در هر زمانـهبه ساحل جزر و مدّ خـون بديـدمزمين مي شد زِ هر موجـش خـرابهدر آن، کشتي فرو مي شد به دورانکه مي راند نـاخـدايش عـاشقـانهچنان لنگـر کِشد بر عرش و کيوانکه گـويـا مي رود او سـوي خـانهشدم حيران از آن فرمان و سُکّـانبه عرش، او چـون گرفته آشيـانه؟حسين گويان به کشتي آي و بُگذراز  ايـن دريـايِ ناپـيـدا کـرانـهبريز اشکي زِ خـون، با موجِ دريـاحسيـنـي شو؛ غـلامي جـاودانـهسروده: دکتر سيد مهدي موحد ابطحي (غلام)بحر هزج مسدس محذوف (مفاعيلن مفاعيلن فعولن)

برچسب: دریای ناپیدا کرانه, نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:12

تاريخ نويسان در وقايع سده چهاردهم (شمسي) يا پانزدهم (قمري) از هجرت نبوي از احوالات خطه خراسان ايراني چنين نبشته اند: . . .  شخصي در مشهدالرضا در روز آدينه اول از ماه محرم سال 1438 يا 1395 در برابر نمازجمعه گذاران، سخناني آتشين بر زبان راند و بر طبل اختلاف علماي شيعه و اختلاف شيعيان راستين بسيار کوبيد! گويا اداره سجلّي آن زمان نام وي را احمد و شهرتش را علم الهدي ثبت کرده بود!. . . . اين حقير پس از کند و کاو و جست و جو، گزيده هايي از اين سخنان گزنده را بازنوبسي کردم:««مراجع عاليقدر تقليد، قمه زني را حرام کرده اند، زيرا وهن به دين است و اين مسائل مربوط به شيعه انگليسي است. قمه زدن به نام امام حسين(ع) با سر بريدن داعش يکي است و هر دوي اينها يکي است. سال گذشته شنيدم در عتبه سيدالشهدا عده اي قمه زده اند. گفتم 50 کيلومتري کربلا، تکفيري ها بچه شيعه را سر مي برند تا اين بقعه و بارگاه را نابود کنند؛ بجاي اينکه جلوي اين تکفيري ها را بگيريد، خودتان را قمه مي زنيد؟!»»اين واقعه تاريخي را به طنز و شوخي چنين تفسير کرده ام:گويا ب

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:11

 از عرش ايزد تا زمين يک موج خون بالاتر استقنداقه ام کشتي ببين، از عرشه، عرش پيداتر است بابا مرا بنشان بَرَت، بالا بگيرم پيکرتبا دست و پا من از سَرَت، پرواز من گيراتر استقنداقه را بِنما عيان شايد شوم موجي گرانهم بر زمين هم آسمان موجي زِ خون شيداتر استدرياي خون قنداقه ام، من ناخدا، اين کشتي اماز عرشه مي آيم به عرش، گرداب خون زيباتر استزين خون و گردابي عظيم بايد به ساحلها رسيمهر دو شنا در خون کنيم، آغشته خون پيماتر استخونم بپاش بر آسمان تا بنگري خونين جهاندر عرش هم، خون آشيان، اين کار تو شيواتر استبابا غلامت را بگو: درياي خون را کُن سبوعطشان مگو عاشق بجو، گفتار تو گوياتر استدريانوردم سو به سو، پرواز من شد آبروتفسير اين معنا مجو؛  بابا در آن رعناتر استسروده: غلام (دکترسيدمهدي موحد ابطحي)

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:11

واي حسين حسينم «سوي خيـمه برگـرد خواهر حزيـنم»آخريـن سفـارش بـوده از حسيـنمدرب خيمـه بسـتم گريـه ها نمـودمناگـهـان شنـيـدم نـالـة حسيـنمسوي او دويـدم جـان به لب رسيدمزيـر چکمـه ديـدم سيـنة حسيـنمواي حسين حسينم واي حسين حسينمدشمنش چو کوهي روي پيکرش بـوددر نيـامد از او يک نـفـس حسيـنمدست و پا چو مي زد تا نفـس بگيـرددشمنش مي فشرده سينـة حسيـنمهر نفس که ميـزد خون فـواره مي شددست و رويِ خونيـن دشمنِ حسينمبـرقِ تيـغِ دشمن شـد فُـرو به قلـبمدست او بديدم از محاسـن حسينمواي حسين حسينم واي حسين حسينمناگهان بديدم چـانه اش عقـب شديا نفـس گرفت او يا سرش جـدا شدلرزه بر زميـن شد تا که نيـزه رو شدروي من سيه شد سر به نيـزه او شدخـاک عالميـن را بر سـر بشـر شدخاک و خون و حنجر عالمي دگر شدواي حسين حسينم واي حسين حسينمتار و تيـره گشته ديـده هاي تشنـههـر طـرف نظـاره قبـلـه را نـديـدهديده هاي خسته رو به سـوي خيـمهبا اشـاره تکـبير آه و نـالـه کـردهبا گلـو بريده حمد و سـوره خوانـدهاز فراز زين شد آن رکـوع و سجـدهاو قنوت خود را زير چکمـه خوانـدهآن سـلام او را خنـجـري شـنيـدهتـا قـيـام آخـر

برچسب: وای حسینم حسین, نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:11

  اين زمين­ عزيز استچون­که لاله ­خيز استاز ادب چنيـن ­اسـتپابـرهنه گشتـن هر طرف دويدن واي از اين مصيبت بـاغـبـان اگـر بـودلالـه اش به بَر بـودغنچه­ اش نه اين بودخون زِ پا چکيـدن روي گُـل دويـدنواي از اين مصيبت آسمان و خـورشيـدتار و تيـره گـرديـدکـاشُ او نـمي ديـدخيل آن سُتـوران روي او دويـدنواي از اين مصيبت ابـر و بـاد اگـر بـودبـارشـي دِگـر بـودزنـدگي نه اين بـودتشنگي کشيدن تشنه لب دويدن واي از اين مصيبت جـام تـر ننـوشيـدتشنه لب خـروشيد ديـده ها بجـوشيـداشکِ ديده ريزان روي گِـل دويدنواي از اين مصيبت چشـمه اي نجوييـدجـرعـه اي نپـوييـدساقي اش نگـوييـدمشک او ببـيـنيـدتير بر آن نشاندن آب از آن دويـدن واي از اين مصيبت تشـنگـانِ ­­حـيـراناز سـراب خـونيـناشکتـان چو بـاران بي امـان چـکيـدن مشک پاره ديدن نـاله سر کشيدن واي از اين مصيبت يا بگـو به سـقّـابشنـو نـالـه مـايا بيـارد اينـجـاسايه بر سـرِ مـاخون دل چشيدن ناتوان رسيدن واي از اين مصيبتبحر متدارک متقارب مثمن(فاعل فعولن&ti

برچسب: دويدن براي لاغري,دويدن در خواب,دويدن و لاغري,دويدن يا پياده روي,دويدن صحيح,دويدن روي تردميل,دويدن در هواي سرد,دويدن هاشمي روي تردميل,دويدن در صبح,دويدن سريع, نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:11

بر خار و خَس دويدم من بي پـدر نبـودماو گفت و من ­شنيدم: اي­­ کاش و من نبودمچون مي ­زدند سيلي هفت ­آسمان شد نيليبر روي نيـزه ديـدم روي پـدر کـبــودمگر سايبـان گرفتـم غيـر از پـدر نديـدمدر خاک مي­ نشستم خاشاک کِـي زُدودم؟من پاي و سر برهنه هر سو دويـده خسته گرگـي نمود صيـدم با رو به خـاک فرودمبـي چـادرم نبيـنيـد من دخـتـر بتـولـماز گـرد و خـاک اين راه پوشيه اي فزودمناگـه جهان بچرخيـد لرزيـد ماه و خورشيدبر پـا نشـد قيـامـت سيـلـي زد او وجـودماين گوشـوارة من هوش از سرش برون کردهم پاره­ گشت گوشـم هم ­هـوش رفته بودماين گـوش پـاره­ من بـود آشـنـا پـدر رامي­ گفـت و اي­ يتيـمم: مُردم، چرا نبـودم!گـر تو غـلام مـايـي غـمـخـوار کـودکـانيگردي بشوي زِ رويم اشکت به جـايِ رودم بحر مضارع مثمن اخرب (مفعول فاعلاتن×2)  سروده: غلام (دکترسيدمهدي موحد ابطحي)

برچسب: می دویدم همچو آهو,اومي دويدومن مي دويدم, نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:10

پيکر مبارک سبط پيامبر (ص) امام مجتبي عليه السلام در هفتم صفر سال 51 هجري تير باران شد!پيکر مبارک سبط پيامبر (ص) امام مجتبي عليه السلام در هفتم صفر سال 51 هجري تير باران شد!براي تعيين سوگواري يا سرور در هفتم صفر سه گونه استدلال مي توان ارائه کرد:-         مستندات تاريخي/رواييدر وقوع شهادت سبط اکبر پيامبر«صلي الله عليه و آله»، امام مجتبي«عليه السلام» در ماه صفر بين علماي شيعه اختلافي نيست.[1]، لکن در ميان علماي شيعه سه قول وجود دارد:شهادت امام مجتبي و تيرباران پيکر مطهر ايشان در روز هفتم ماه صفر بوده است:1.        «الامام الحسن عليه السلام ابوه الامام اميرالمومنين علي عليه السلام، امه فاطمه الزهراء سلام الله عليها، ولادته: ولد في المدينه ليلة النصف من شهر رمضان في السنة الثالثة للهجره، القابه: التقي، الزکي، السبط، وفاته: توفي في السابع من شهر صفر سنة خمسين من الهجرة». اين سند در کتاب  «تثبيت الامامه» تاليف «سيد قاسم بن ابراهيم الرس

برچسب: نویسنده: آوا جلالی تاريخ: سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت: 9:10

صفحه بندی